سلااااااااااااااااام
سال نو میلادیتون مبارک دوست جونااااااااااااااااااا
بچه ها ما قالب وبمونو عوض کردیم ، خوب شده ؟ احتمالاً اگه نمیبینید باید ف*یل*ت*ر ش*ک*ن باشید تا ببینید.
چون من خودم همیشه با اونم میبینم.چند تا از بچه ها ام دیدن البته ها...
راستی عکسای پست قبلم گذاشتم توی همون پست...
------------------------
من از دیروز این ویروس جدیده رو گرفتم :(
اینقده بدههههههههههههههههههههه...دیروز صبح که داشتم میرفتم سر کار ، خوب بودم ... اصلاً فکر نمی کردم یهو بندازدم !
ساعت 10 انوقتا بود دیدم تب و لرز گرفتم چییییییییییییی...دیگه یکی از رئیسا که خانومه اومد گفت بابا تو حالت خیلی بده که پاشو برو !
خلاصه بلند شدم لباسامو عوض کردم(آخه اونجا لباس فرم داریم) و با مامان رفتیم یه کلینیک.دکتره تا دست زد به پیشونیم گفت اوه چه تبی داری !!!!!!!!!!!
جاتون خالی 4 تا آمپول یه جا نوش جان کردمو مامان برگشت سر کار ، منم اومدم خونه.امروزم مرخصی گرفتم و خونه ام.
دیروز سالار تا اومدم خونه ، راه افتاد و اومد اینجا.
برام لیمو شیرین و پرتقال و موز ام گرفت.
مهربوووووووووووووووووووون
تا رسید لباساشو عوض کرد و برام یه لیوان آب میوه گرفت و قرصامم داد و خوردم.
الهی قربونت برم که اینقده ماهیییییییییییییییییییییییییییییی
ساعت گوشی شم از دیروز روی ساعت قرصام که باید بخورم تنظیم کرده و بهم میده قرصامو.
خلاصه که خیلی خیلی مواظب خودتون باشیدا ، خیلی ویروس گندی اومده.
الان بهترم...تب ندارم اما گلوم یه کوچولو درد میکنه.
صبح ساعت 7 بود دیدم صدا میاد ، بلند شدم دیدم سالار تو آشپزخونه داره صبحونه درست میکنه...
نمیدونید که چه صبحونه ی مفصلی بهم دااااااااااااااااد :)
تخم مرغ عسلی ، چای و نون خامه عسل ، شیر نشاسته.
مرسییییییییییییییییییییی عشقم
منم برای تشکر ، یه ناهار حسابی گذاشتم...
زرشک پلو با مرغ
دیشب که اصلاً حال نداشتم ، برای سالار از بیرون جوجه گرفتیم ، منم سوپ داشتم که خوردم.گفتم الان که بهترم ناهار بذارم بابااااااااااااا (;
دیگه ام که اتفاق خاصی نیفتاد...البته مریضی من خودش کلییییییییییییی بودا D:
فعلااااااااااا